ورود-ثبت نام

ای جمال تو در جهان مشهور

شمس مغربی – غزل شماره 104

ای جمال تو در جهان مشهور

لیکن از چشم انس و جان مستور

نور رویت به دیده ها نزدیک

لیکن از دیدنش نظرها دور

گر چه باشد عیان چه شاید دید

قرص خورشید را بدیده ی مور

غیر گرمی کجا کند ادراک

ز آفتاب منیر تابان کور

هم به تو می توان تو را دیدن

بل تویی ناظر و تویی منظور

مدتی این گمان همی بردم

ذاکر و ذکر و شاکر و مشکور

مهر رویت چو تافت بر عالم

یافت ذرات کاینات ظهور

گشت پیدا از عکس زلف و رخت

در جهان کفر و دین و ظلمت و نور

لب شیرین و چشم فتانت

در زمانه فکند فتنه و شور

مغربی را مدام آن لب و چشم

در جهان مست دارد و مخمور

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها