قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

اشعار لوییز گلوک

 

شعر نخست :

 

می دانی من چه بودم؟ چطور زندگی کردم؟

می دانی ناامیدی چیست؟

حالا زمستان باید برایت معنی داشته باشد .

انتظار نداشتم زنده بمانم

زمین مرا متوقف کرد .

انتظار نداشتم دوباره برخیزم

احساس می کنم بدنم دوباره می تواند

در نمناکی زمین متولد شود

چطور پس از زمانی طولانی

در روشنایی خنک بهاری زودرس

دوباره آغاز کند

هراسان، آری، ولی  در میان شما

در برابر گریستن

آری لذت خطر کردن

در هیئت بادی  ناآزموده

از دنیایی جدید .

 

“برگردان:هودیسه حسینی”


شعر دوم :

 

حالاست که باز می‌شود دید

توت‌های سرخ را در خاکستری کوهستان

و کوچ شبانه‌ی پرندگان را

در سیاهی آسمان .

غمگینم می‌کند این خیال

آنها که مرده‌اند، نمی‌بینند

این چیزهای کوچک را

که ما بسته‌ایم به یکایکشان .

آنها غایبند .

چطور آرام بگیرد روح؟

به خود می‌گویم

شاید دیگر نیازی به این خوشی‌ها نباشد

شاید فقط نبودن، به سادگی کفایت کند

هرچند سخت است تصورش !

 

“برگردان:جاوید ثقفی”


شعر سوم :

 

نگاه کن، یه پروانه !

آرزو کردی؟

تا حالا با پروانه ها آرزو نکردی ؟

این کارو بکن !

آرزو کردی؟

بله !

یه عالمه آرزو کردم !

 

“برگردان:هودیسه حسینی”


شعر چهارم :

 

ستاره ها به نرمی گل ها

و نزدیکی تپه ها

کلاف های درهم تنیده ای از سایه ها

در گردش به آرامی

اینجا هیچ برگ جدا افتاده ای نیست

یا خاری به تنهایی .

همه چیز در هم آمیخته تا یکی شود

مهتاب هوا را نمی شکافد

نور آبی کبود،به کندی چرخ می خورد

تا دوباره بیارامد .

در تمام طول شب هیچ نشانه ی آشکاری نیست

جز در آغوش من !

 

“برگردان:هودیسه حسینی”


شعر پنجم :

 

همیشه چنین است

که چیزی اندوه را رج زند :

مثل بافته های مادرت

که همه ی شال های سرخ سایه را نگه می دارد

شال های کریسمس که تو را گرم می کرد .

هربار که ازدواج کرده بود

تو را هم با خود برده بود .

پس چگونه توانست

همه ی آن سال ها قلب بیوه اش را سخت نگه دارد

انگار که یکی مرده احیا شود

پس نه عجیب است: تو همانی که باید بوده باشی

بانویت می هراسد از خون

چونان دیوار خشتی

که از پس دیواری .

 

“برگردان:هودیسه حسینی”


واژگان کلیدی:اشعار لوییز گلوک،نمونه شعر لوییز گلوک،شاعر لوییز گلوک،شعرهای لوییز گلوک،شعری از لوییز گلوک،یک شعر از لوییز گلوک،شعرهای ترجمه شده به فارسی لوییز گلوک،سروده های برگردان به پارسی لوییز گلوک،لوئیز گلوک،لوییز گلوك،شاعر آمریکایی،شاعر ایالات متحده آمریکا،شاعر شهر نیویورک،شاعر زن آمریکایی.

louise gluck،poems،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code