عمری از جور چرخ مینا رنگ - ادبستان شعر پارسی % %

عمری از جور چرخ مینا رنگ

رهی معیری – قطعه شماره 31

طبیب و بیطار

عمری از جور چرخ مینا رنگ

رنجه بودم ، ز رنج بیماری

یافت آیینه ی وجودم زنگ

از  جفای  سپهر زنگاری

تار شد ، دیدگان روشن بین

زرد شد، چهرگان گلناری

همچو موشی نحیف گشت و نزار

تن  فربه چو گاو پرواری

آزمودم همه طبیبان را

در شفاخانه های بهداری

کار آن جمله و طبابتشان

کار بوزینه بود و نجاری

نه حکیمی، خبر ز حکمت داشت

نه پرستاری، از پرستاری

پیش بیطار رفتم آخر کار

چاره ای خواستم ز ناچاری

وآن شفابخش دام و دد، بگرفت

دستم  و رستم از گرفتاری

بی  تامل علاج دردم کرد

تن ز غم رست و من ز غمخواری

طرفه بین ، کز طبیبان آن نرسید

که  ز دانای فن بیطاری

یا من از خیل چارپایانم

یا طبیبان از هنر عاری

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤