
رهی معیری – قطعه شماره 32
دشمن و دوست
دیگران از صدمه ی اعدا همی نالند و من
از جفای دوستان گریم چو ابر بهمنی
سست عهد و سردمهرند این رفیقان همچو گل
ضایع آن عمری که با این سست عهدان سر کنی
دوستان را می نپاید الفت و یاری، ولی
دشمنان را همچنان برجاست کید و ریمنی
کاش بودندی به گیتی استوار دیرپای
دوستان در دوستی چون دشمنان در دشمنی