هر که را بر سر ز سودای وطن افسر بود

رهی معیری – قطعه شماره 51

شور وطن

هر که را بر سر ز سودای وطن افسر بود

هر کجا باشد تنی اهل وطن را سر بود

هرکه از میهن سخن گوید کلامش دلرباست

نغمه های بلبل این باغ رنگین تر بود

هرکه از نام وطن دارد کلام او نشان

نامش آخر زینت اوراق هر دفتر بود

هر که بهر زیب و زیور رو نتابد از وطن

چهره ی مام وطن را زینت و زیور بود

آن که از راه خیانت سرور جمعی شده است

زان بود ارباب، کان ارباب را نو بود

آنکه در هر کار می رقصد به ساز اجنبی

تازه گر شیرین برقصد لنگه ی عنتر بود

مهر میهن، پرتو مردانگی، عزمی قوی

این سه تا تنها دوای درد این کشور بود

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها