ای فوج عشق تاختنی بر سپاه ما - ادبستان شعر پارسی % %

ای فوج عشق تاختنی بر سپاه ما

عرفی شیرازی- غزل شماره 14

ای فوج عشق تاختنی بر سپاه ما

وی موج حسن ریختنی بر نگاه ما

سرگرمی آفتاب گداز است زینهار

ای سایۀ هما بگریز از کلاه ما

این برق وه چه قیمت خود ناشناس بود

کز دست کهربا بربایند کاه ما

افتاده ایم در بن چاهی که تا ابد

تحت الثرى ز بیم نبیند به چاه ما

تن در لباس عصمت و دل در پلاس کفر

از غازه لاله گون شده روی سیاه ما

این توتیا بچشم ملایک رساندنی ست

بس نیست تا حوالی لب دود آه ما

هان ای سحاب گریه فروریز گرم و تلخ

باشد ز بام کعبه بروید گیاه ما

راه حسابگاه قیامت که پی برد

گرد غمت اگر ننشيند براه ما

عرفی همه به است که هنگام بازیافت

مهري بلب نهد نفس عذر خواه ما

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤