درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست - ادبستان شعر پارسی % %

درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست

سحاب اصفهانی – غزل شماره 87

درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست

که بر زبان همه را از تو داستانی هست

به آن رسیده جفایت که عاشقان زین پس

نیاورند به خاطر که آسمانی هست

خوشم که قوت آهم نماند و او به گمان

که در جفای وی ام طاقت و توانی هست

ز آب تیغ تو سیراب هر که شد دانست

که آب زندگی و عمر جاودانی هست

گر این بود غم عشقت ز عشق جانانی

غمی به جان نبود هر که را که جانی هست

چه آگهی بود آسودگان محمل را

ز خسته ای که به دنبال کاروانی هست

سحاب در بر ما بیدلان دلی هرگز

مجوی خاصه به شهری که دلستانی هست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤