اگر آگه ز خزان باد بهاری نشود

سحاب اصفهانی – غزل شماره 172

اگر آگه ز خزان باد بهاری نشود

سیل اشکش به بهار این همه جاری نشود

زخم کاری کشد این طرفه که در مقتل عشق

زودتر می کشد آن زخم که کاری نشود

تا بود نکهت زلفش چه کند گر خون باز

مشک در نافه ی آهوی تتاری نشود

نکهت خطش از آن روست بلی رایحه بخش

تا بر آتش نرسد عود قماری نشود

باغ حسنش ز سرشک دگران خرم نیست

زآنکه هر قطره چو باران بهاری نشود

هست آگاه ز بدعهدی گل ورنه چنین

کار مرغان چمن ناله و زاری نشود

رشک اغیار تحمل نتواند که کند

گر سحاب از سر کویت متواری نشود

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها