یکی است بی تو گرم زهر در گلو ریزند - ادبستان شعر پارسی % %

یکی است بی تو گرم زهر در گلو ریزند

سحاب اصفهانی – غزل شماره 146

یکی است بی تو گرم زهر در گلو ریزند

وگر شراب به جام من از سبو ریزند

چه باده ها که به شوق تو از سبو به قدح

کنند و از قدحش باز در سبو ریزند

بهای می چو نباشد به کوی باده فروش

سزد که از پی این آب آبرو ریزند

کراست جرأت پرسش به محشر از خونی

که تیر غمزه ی ترکان تندخو ریزند

نماند در گل او رنگ و بو که رنگی نیست

در آن سرشک که از یاد روی او ریزند

خبر دهید به دلها سحاب آن خونها

که از جفای وی از دیده ها فرو ریزند

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤