چو طلعت تو مرا منتهای مقصود است - ادبستان شعر پارسی % %

چو طلعت تو مرا منتهای مقصود است

خواجوی کرمانی – غزل شماره 67

چو طلعت تو مرا منتهای مقصود است

بیا که عمر من این پنجروز معدود است

مقیم کوی تو گشتم که آستان ایاز

به نزد اهل حقیقت مقام محمود است

دلم ز مهر رخت می کشد به زلف سیاه

چرا که سایه ی زلف تو ظلّ ممدود است

من از وصال تو عهدیست کآرزو دارم

که کام دل بستانم چنانک معهود است

ز بس که دل بربودی چو روی بنمودی

گمان مبر که دلی در زمانه موجود است

اگر چنانک کسی را ز عشق مقصودیست

مرا ز عشق تو مقصود ترک مقصود است

دلم ز زلف تو بر آتشست و میدانم

که سوز سینه ی پر دود مجمر از عود است

چه نکهت است مگر بوی لاله و سمن است

چه زمزمه ست مگر بانگ زخمه ی عود است

اگر مراد نبخشد به دوستان خواجو

خموش باش که امساک نیکوان جود است

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤