تاجداری کند آن کس که ز سر درگذرد - ادبستان شعر پارسی % %

تاجداری کند آن کس که ز سر درگذرد

خواجوی کرمانی – غزل شماره 298

تاجداری کند آن کس که ز سر درگذرد

ره به منزل برد آن کو ز سفر درگذرد

کوه سنگین دل اگر قلزم چشمم بیند

موج طوفان سرشکش ز کمر درگذرد

نکند ترک شکرخنده ی شیرین خسرو

لیک پیش لب شیرین ز شکر درگذرد

دیده دریادلی از خون دلم می بیند

کو تواند که روان از سر زر درگذرد

نتواند که نهد بر سر کوی تو قدم

مگر آن کس که نخست از سر سر درگذرد

باد را بر سر زلف تو اگر باشد دست

به هوایت ز سر سنبل تر درگذرد

خنک آن خسته که در کوی تو بی بیم رقیب

دهدش دست که چون باد سحر درگذرد

چرخ را بر سر میدان محبت هر دم

ناوک آه من از هفت سپر درگذرد

گر قدم پیش نهی در صف عشقش خواجو

تیر دلدوز فراقت ز جگر درگذرد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤