حکایت کاتبان بدخط

حکایت کاتبان بدخط
به این پست امتیاز بدهید

 

کاتبی بدخط،با همکار بد خط تر از خودش می گفت :

بدان حد نوشته ی من ناخواناست که صد دینار برای نوشتن می ستانم و صد دینار دیگر نیز برای خواندن !

رفیق او آهی کشید و گفت :

افسوس که من از صد دینار دوم محرومم.چه خود نیز از خواندن نوشته ی خویش عاجزم !

دهخدا – امثال و حکم


 واژگان کلیدی: حکایتی از علامه دهخدا،علی اکبر دهخدا،یک حکایت از دهخدا،حکایت دهخدا،داستان کاتبان بدخط،داستان درباره خط بد،داستانی درباره بدخط بودن،حکایت با موضوع ناراحتی از خوش خط نبودن،داستان درباره خط خوب و خط بد،داستان خوش خطی و بدخطی،یکی از حکایت های دهخدا.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0