دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک (معنی+تفسیر)

دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک


حافظ-غزل مشکوک شماره 20

 

دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک

نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان شیکنک

دیدم نگار نازنین بر تخت زر در خواب خوش

من از نهیب بیم او چون بید لرزان شیکنک

کردم دو انگشتان دراز آهستهک آهستهک

برداشتم برقع به ناز از ماه تابان شیکنک

یک نیمه نرگس باز کرد از خواب جنبانید سر

شد بر رخ همچون مهش زلف پریشان شیکنک

گفتا به من ای باهنر گفتم منم مسکین تو

تا گر کسی یابد خبر ای راحت جان شیکنک

باری به کام خویشتن آوردمش در بر دمی

بانگ نوا زد آن زمان مرغ سحرخوان شیکنک

گفتا که حافظ خیز و رو صبح است بر ایوان شاه

بر شاه خوان این قصه را از خلق پنهان شیکنک

 


معنی بیت های نخستین

۱. دوشینه من پنهان شدم در قصر جانان شیکنک / نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان شیکنک:
شب گذشته پنهانی به قصر معشوق رفتم و آهسته قدم گذاشتم تا به ایوان رسیدم. این بیت نشان دهندهٔ حرکتی محتاطانه و عاشقانه برای دیدار یار است.

۲. دیدم نگار نازنین بر تخت زر در خواب خوش / من از نهیب بیم او چون بید لرزان شیکنک:
معشوق زیبا را بر تخت زرین در خوابی آرام یافتم، اما از ترس بیدار شدنش، مانند بیدی لرزان بودم. ترس و شوق دیدار در این بیت آشکار است.

۳. کردم دو انگشتان دراز آهستهک آهستهک / برداشتم برقع به ناز از ماه تابان شیکنک:
با انگشتانم آهسته برقع را از چهرهٔ ماهتابانش کنار زدم. این صحنه، ناز و زیبایی معشوق و دقت شاعر در دیدار را نشان میدهد.

معنی بیت های پایانی

۴. یک نیمه نرگس باز کرد از خواب جنبانید سر / شد بر رخ همچون مهش زلف پریشان شیکنک:
معشوق نیمه بیدار شد و سر جنباند، و زلفهایش بر چهرهٔ ماهگونه اش پریشان گشت. این تصویر، لحظهٔ بیداری یار را با زیبایی توصیف میکند.

۵. گفتا به من ای باهنر گفتم منم مسکین تو / تا گر کسی یابد خبر ای راحت جان شیکنک:
معشوق پرسید: «کیستی؟» و من گفتم: «مسکین توام.» این گفتگو نشاندهندهٔ فروتنی عاشق و ترس از افشای راز عشق است.

۶. باری به کام خویشتن آوردمش در بر دمی / بانگ نوا زد آن زمان مرغ سحرخوان شیکنک:
بالاخره او را به آغوش کشیدم، اما در همان لحظه، مرغ سحرخوان ندا سر داد. این بیت، گذرا بودن لحظات عاشقانه و رسیدن صبح را بیان میکند.

۷. گفتا که حافظ خیز و رو صبح است بر ایوان شاه / بر شاه خوان این قصه را از خلق پنهان شیکنک:
معشوق گفت: «حافظ، برخیز که صبح شد و این داستان را از دیگران پنهان دار.» این پایانبندی، رمزآلودگی عشق و ضرورت پنهان نگه داشتن رازها را نشان میدهد.


تفسیر شعر

 


غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها