دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک

دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک
به این پست امتیاز بدهید

حافظ-غزل مشکوک شماره 20

 

دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک

نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان شیکنک

دیدم نگار نازنین بر تخت زر در خواب خوش

من از نهیب بیم او چون بید لرزان شیکنک

کردم دو انگشتان دراز آهستهک آهستهک

برداشتم برقع به ناز از ماه تابان شیکنک

یک نیمه نرگس باز کرد از خواب جنبانید سر

شد بر رخ همچون مهش زلف پریشان شیکنک

گفتا به من ای باهنر گفتم منم مسکین تو

تا گر کسی یابد خبر ای راحت جان شیکنک

باری به کام خویشتن آوردمش در بر دمی

بانگ نوا زد آن زمان مرغ سحرخوان شیکنک

گفتا که حافظ خیز و رو صبح است بر ایوان شاه

بر شاه خوان این قصه را از خلق پنهان شیکنک

 

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0