قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / حافظ / غزلیات حافظ / لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

حافظ-غزل شماره ۵۱

 

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

وز پی دیدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز

هر که دل بردن او دید و در انکار من است

ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو

شاهراهی ست که منزلگه دلدار من است

بنده ی طالع خویشم که در این قحط وفا

عشق آن لولی سرمست خریدار من است

طبله ی عطر گل و زلف عبیرافشانش

فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است

باغبان همچو نسیمم ز درِ خویش مران

کاب گلزار تو از اشک چو گلنار من است

شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود

نرگس او که طبیب دل بیمار من است

آنکه در طرز غزل نکته به حافظ آموخت

یار شیرین سخن نادره گفتار من است

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code