مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم-همراه با معنی و تفسیر

مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم


حافظ-غزل شماره 336

 

مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم

طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

به ولای تو که گر بنده ی خویشم خوانی

از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

یارب از ابر هدایت برسان بارانی

پیشتر زآنکه چو گردی ز میان برخیزم

بر سرِ تربت من با می و مطرب بنشین

تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم

خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات

کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم

گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش

تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم

روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده

تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم


معنی و تفسیر بیت های نخستین

۱. مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم / طایر قدسم و از دام جهان برخیزم:
حافظ از آرزوی وصال معشوق سخن می‌گوید و می‌خواهد از سر جان (با تمام وجود) برخیزد و مانند طایر قدس (مرغ روحانی) از دام جهان رها شود. این بیت نشان‌دهنده‌ی اشتیاق او به رهایی و وصال است.

۲. به ولای تو که گر بنده ی خویشم خوانی / از سر خواجگی کون و مکان برخیزم:
حافظ می‌گوید که اگر معشوق او را بنده‌ی خود بخواند، او از مقام خواجگی (اربابی) کون و مکان (دنیا) خواهد گذشت. این بیت نشان‌دهنده‌ی فداکاری و عشق بی‌قید و شرط اوست.

۳. یارب از ابر هدایت برسان بارانی / پیشتر زآنکه چو گردی ز میان برخیزم:
حافظ از خداوند می‌خواهد که پیش از آنکه مانند گرد و غبار از میان برود، بارانی از هدایت بر او بفرستد. این بیت نشان‌دهنده‌ی امید او به رحمت الهی است.

۴. بر سرِ تربت من با می و مطرب بنشین / تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم:
حافظ از مخاطب می‌خواهد که بر سر تربت او با می و مطرب بنشیند، تا او با بوی معشوق از لحد (قبر) رقص‌کنان برخیزد. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق او حتی پس از مرگ است.


معنی و تفسیر بیت های پایانی

۵. خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات / کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم:
حافظ از معشوق می‌خواهد که برخیزد و حرکات شیرین خود را نشان دهد، تا او از سر جان و جهان (با تمام وجود) دست‌فشان برخیزد. این بیت نشان‌دهنده‌ی اشتیاق او به دیدار معشوق است.

۶. گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش / تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم:
حافظ می‌گوید که اگرچه پیر است، اما اگر معشوق او را یک شب در آغوش بگیرد، تا سحرگاه جوان خواهد شد. این بیت نشان‌دهنده‌ی قدرت معجزه‌آسای عشق است.

۷. روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده / تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم:
حافظ در پایان می‌خواهد که در روز مرگش، معشوق به او فرصتی برای دیدار بدهد، تا او مانند حافظ از سر جان و جهان (با تمام وجود) برخیزد. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق او حتی در لحظه‌ی مرگ است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها