دلم رمیده شد و غافلم من درویش-همراه با معنی و تفسیر

دلم رمیده شد و غافلم من درویش


حافظ-غزل شماره 290

 

دلم رمیده شد و غافلم من درویش

که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش

چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم

که دل به دست کمان ابرویی ست کافرکیش

خیال حوصله بحر می‌پزد هیهات

چه‌هاست در سر این قطره ی محال اندیش

بنازم آن مژه ی شوخ عافیت کش را

که موج می‌زندش آب نوش بر سر نیش

ز آستین طبیبان هزار خون بچکد

گرم به تجربه دستی نهند بر دل ریش

به کوی میکده گریان و سرفکنده روم

چرا که شرم همی‌آیدم ز حاصل خویش

نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر

نزاع بر سر دنیی دون مکن درویش

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ

خزانه‌ای به کف آور ز گنج قارون بیش


معنی بیت های نخستین

۱. دلم رمیده شد و غافلم من درویش / که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش:
حافظ می‌گوید که دل او رمیده شده است و او، درویش غافل، نمی‌داند که چه بر سر آن شکاری سرگشته آمده است. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۲. چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم / که دل به دست کمان ابرویی ست کافرکیش:
حافظ می‌گوید که مانند بید بر سر ایمان خود می‌لرزد، زیرا دل او به دست کمان ابرویی کافرکیش (معشوق) است. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۳. خیال حوصله بحر می‌پزد هیهات / چه‌هاست در سر این قطره ی محال اندیش:
حافظ می‌گوید که خیال حوصله‌ی دریا را می‌پزد، اما هیهات (ای وای) که چه‌ها در سر این قطره‌ی محال‌اندیش است. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۴. بنازم آن مژه ی شوخ عافیت کش را / که موج می‌زندش آب نوش بر سر نیش:
حافظ می‌گوید که آن مژه‌ی شوخ عافیت‌کش را می‌ستاید، زیرا آب نوش (شراب) بر سر نیش (زهر) موج می‌زند. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

معنی بیت های پایانی

۵. ز آستین طبیبان هزار خون بچکد / گرم به تجربه دستی نهند بر دل ریش:
حافظ می‌گوید که اگر طبیبان به تجربه دستی بر دل ریش او بگذارند، هزار خون از آستین‌شان می‌چکد. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۶. به کوی میکده گریان و سرفکنده روم / چرا که شرم همی‌آیدم ز حاصل خویش:
حافظ می‌گوید که به کوی میکده گریان و سرفکنده می‌رود، زیرا از حاصل خود شرم می‌آید. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۷. نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر / نزاع بر سر دنیی دون مکن درویش:
حافظ می‌گوید که نه عمر خضر (جاودانه) می‌ماند و نه ملک اسکندر، پس درویش، نزاع بر سر دنیای پست نکن. این بیت نشان‌دهنده‌ی بی‌اعتنایی او به دنیا و تظاهر است.

۸. بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ / خزانه‌ای به کف آور ز گنج قارون بیش:
حافظ می‌گوید که دست هر گدا به آن کمر نمی‌رسد، پس حافظ، خزانه‌ای به کف آور که از گنج قارون بیشتر باشد. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.


تفسیر شعر

حافظ در این شعر از دل رمیده و غافل خود سخن می‌گوید و از این می‌پرسد که چه بلایی بر سر آن شکار سرگشته آمده است. او با تشبیه خود به بیدی که بر سر ایمانش می‌لرزد، از عشق به معشوقی با ابروی کمان‌گونه و کافرکیش می‌گوید که دلش را تسخیر کرده است. حافظ از ناتوانی خود در برابر این عشق سخن می‌گوید و خیال آرامش را محال می‌داند. او مژه‌های معشوق را که همچون موجی بر سر نیش می‌زند، ستایش می‌کند و از درد دلش می‌گوید که حتی طبیبان نیز نمی‌توانند آن را درمان کنند.

در پایان، حافظ به مخاطب خود توصیه می‌کند که بر سر دنیای فانی نزاع نکند و به جای آرزوهای دور و دراز، به گنج‌های درونی و معنوی بیندیشد.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها