سر ارادت ما و آستان حضرت دوست-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست-همراه با معنی و تفسیر

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست


حافظ-غزل شماره 58

 

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست

نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر

نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست

صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد

که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست

نه من سبوکش این دیر رند سوزم و بس

بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست

مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را

که باد ، غالیه سا گشت و خاک عنبربوست

نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است

فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست

زبان ناطقه در وصف شوق نالان است

چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست

رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت

چرا که حال نکو در قفای فال نکوست

نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است

که داغدار ازل همچو لاله خودروست

 


معنی بیت های نخستین

1. سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست:
سَرِ ارادت ما خاضعانه بر آستان یار است، چرا که هر چه بر سرمان می‌آید، همه از سرِ لطف و محبت اوست. هر نعمتی که داریم، از الطاف بی‌کران معشوق است.

2. نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر / نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست:
هرچند ماه و خورشید را در آینه‌ها تماشا کردم، اما هرگز همتایی برای روی دوست نیافتم. زیبایی او فراتر از همه‌ی مخلوقات است.

3. صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد / که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست:
ای نسیم صبحگاهی! چه توانی از حال دلِ تنگ ما بگویی؟ دل ما همچون برگ‌های غنچه‌ای که بر خود پیچیده، در هم تنیده شده است.

4. نه من سبوکش این دیر رند سوزم و بس / بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست:
من تنها کسی نیستم که در این میخانه (جهان) با عشق می‌سوزم. بسیاری از سرها در این کارگاه هستی، مانند سنگ زیرِ آسیاب خرد شده‌اند.

معنی بیت های پایانی

5. مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را / که باد ، غالیه سا گشت و خاک عنبربوست:
آیا امروز گیسوی معطر خود را شانه زدی؟ که باد، معطر شده و خاک راه، بوی عنبر گرفته است. حتی طبیعت از عطر وجودت مست شده.

6. نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است / فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست:
هر گلبرگ در چمن، نثار جمال تو شده و هر سروی که کنار جویبار است، فدای قامت رعنای تو گردیده است.

7. زبان ناطقه در وصف شوق نالان است / چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست:
زبان گویا نیز از بیان شوق ما عاجز است، پس قلمِ بی‌زبان چه توان گفت؟ عشق تو وصف‌ناشدنی است.

8. رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت / چرا که حال نکو در قفای فال نکوست:
چون تصویر روی تو در دل من جای گرفت، یقین دارم مرادم برآورده خواهد شد، چرا که فال نیکو، نوید بخشِ حال نیکوست.

9. نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است / که داغدار ازل همچو لاله خودروست:
دل حافظ تنها امروز در آتش هوس نمی‌سوزد، بلکه از ازل داغِ عشق بر سینه دارد، همچون لاله‌ای که همیشه با نشانِ سرخِ عشق روییده است.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤