کتبتُ قصة شوقی و مدمعی باکی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

کتبتُ قصة شوقی و مدمعی باکی-همراه با معنی و تفسیر

کتبتُ قصة شوقی و مدمعی باکی


حافظ-غزل شماره 461

 

کتبتُ قصة شوقی و مدمعی باکی

بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی

بسا که گفته‌ام از شوق با دو دیده ی خود

ایا منازل سلمی فاین سلماکِ

عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای

انا اصطبرت قتیلاً و قاتلی شاکی

که را رسد که کند عیب دامن پاکت

که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی

ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل

چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی

صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز

و هات شمسة کرمٍ مطیبٍ زاکی

دع التّکاسل تغنم فقد جری مثل

که زاد راهروان چستی است و چالاکی

اثر نماند ز من بی شمایلت آری

اَری مَآثر محیای مِن محیاک

ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند

که همچو صنع خدایی ورای ادراکی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

  1. کتبتُ قصة شوقی و مدمعی باکی / بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی:
    • شاعر می‌گوید که داستان شوق خود را با اشک‌هایش نوشته است و از معشوق می‌خواهد که بیاید، زیرا از غم و تنهایی به ستوه آمده است.
  2. بسا که گفته‌ام از شوق با دو دیده ی خود / ایا منازل سلمی فاین سلماکِ:
    • شاعر می‌گوید که بارها از شوق با چشمان خود گفته است: “ای منازل سلمی، کجایی؟” این بیت نشان‌دهنده‌ی اشتیاق شاعر به وصال معشوق است.
  3. عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای / انا اصطبرت قتیلاً و قاتلی شاکی:
    • شاعر از واقعه‌ای عجیب و حادثه‌ای غریب سخن می‌گوید و می‌گوید که او مانند کشته‌ای صبور و قاتلی شاکی است.
  4. که را رسد که کند عیب دامن پاکت / که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی:
    • شاعر می‌گوید که چه کسی می‌تواند به دامن پاک تو عیب بگیرد؟ تو مانند قطره‌ای که بر برگ گل می‌چکد، پاکی.

معنی و تفسیر بیت های پایانی :

  1. ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل / چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی:
    • شاعر می‌گوید که خاک پای تو به لاله و گل آب و روی داد، همان‌طور که قلم صنع (آفرینش) بر آب و خاک رقم زد.
  2. صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز / و هات شمسة کرمٍ مطیبٍ زاکی:
    • شاعر به ساقی می‌گوید که برخیز، زیرا باد صبا عطرافشان شده است و شرابی مطبوع و زاکی (پاکیزه) بیاور.
  3. دع التّکاسل تغنم فقد جری مثل / که زاد راهروان چستی است و چالاکی:
    • شاعر می‌گوید که تنبلی را رها کن و تلاش کن، زیرا مثل این است که چستی و چالاکی راهروان را افزایش می‌دهد.
  4. اثر نماند ز من بی شمایلت آری / اَری مَآثر محیای مِن محیاک:
    • شاعر می‌گوید که بدون تو اثری از من باقی نمی‌ماند، زیرا آثار حیات من از حیات تو است.
  5. ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند / که همچو صنع خدایی ورای ادراکی:
    • شاعر می‌گوید که چگونه می‌تواند زیبایی تو را توصیف کند، زیرا زیبایی تو مانند صنع خدایی است که فراتر از درک است.

غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤