ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز-همراه با معنی و تفسیر

ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز


حافظ-غزل شماره 260

 

ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز

عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز

فرخنده باد طلعت خوبت که در ازل

ببریده‌اند بر قد سروت قبای ناز

آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوست

چون عود گو بر آتش سودا بسوز و ساز

پروانه را ز شمع بود سوز دل ولی

بی شمع عارض تو دلم را بود گداز

صوفی که بی تو توبه ز می کرده بود دوش

بشکست عهد چون درِ میخانه دید باز

از طعنه ی رقیب نگردد عیار من

چون زر اگر برند مرا در دهان گاز

دل کز طواف کعبه ی کویت وقوف یافت

از شوق آن حریم ندارد سر حجاز

هر دم به خون دیده چه حاجت وضو چو نیست

بی طاق ابروی تو نماز مرا جواز

چون باده باز بر سر خم رفت کف زنان

حافظ که دوش از لب ساقی شنید راز


معنی بیت های نخستین

۱. ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز / عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز:
حافظ خطاب به معشوق می‌گوید: ای سرو ناز (معشوق زیبا و بلندقامت) که با ناز و غرور راه می‌روی، عشاق هر لحظه به ناز تو صدها نیاز دارند. او تأکید می‌کند که زیبایی و ناز معشوق، عشاق را به خود وابسته کرده است. این بیت نشان‌دهنده‌ی تأثیر زیبایی و غرور معشوق بر عاشقان است.

۲. فرخنده باد طلعت خوبت که در ازل / ببریده‌اند بر قد سروت قبای ناز:
حافظ می‌گوید: فرخنده باد چهره‌ی زیبای تو، چرا که در ازل (آغاز خلقت) برای قد سرو‌مانند تو قبای ناز دوخته‌اند. او تأکید می‌کند که زیبایی معشوق ازلی و ابدی است و از همان آغاز خلقت، برای او تقدیر شده است. این بیت نشان‌دهنده‌ی تقدیر زیبایی معشوق از ابتدای آفرینش است.

۳. آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوست / چون عود گو بر آتش سودا بسوز و ساز:
حافظ می‌گوید: هر کس که بوی عنبر زلف تو را آرزو دارد، مانند عود (چوب خوش‌بو) بر آتش سودا (عشق دیوانه‌وار) بسوزد و ساز (آرامش) پیدا کند. او تأکید می‌کند که عشق به معشوق مانند سوختن عود است که در نهایت به آرامش می‌رسد. این بیت نشان‌دهنده‌ی درد و آرامش ناشی از عشق است.

معنی بیت های میانی

۴. پروانه را ز شمع بود سوز دل ولی / بی شمع عارض تو دلم را بود گداز:
حافظ می‌گوید: پروانه از شمع سوز دل دارد، اما بدون شمع روی تو (معشوق)، دل من ذوب می‌شود. او تأکید می‌کند که حضور معشوق برای دل او مانند شمع برای پروانه است و بدون آن، دلش ذوب می‌شود. این بیت نشان‌دهنده‌ی وابستگی دل حافظ به معشوق است.

۵. صوفی که بی تو توبه ز می کرده بود دوش / بشکست عهد چون درِ میخانه دید باز:
حافظ می‌گوید: صوفی که دیشب بدون تو از شراب توبه کرده بود، وقتی درِ میخانه را باز دید، عهد خود را شکست. او تأکید می‌کند که حتی صوفیان نیز در برابر شراب و عشق مقاومت نمی‌کنند. این بیت نشان‌دهنده‌ی قدرت شراب و عشق در شکستن عهدهاست.

۶. از طعنه ی رقیب نگردد عیار من / چون زر اگر برند مرا در دهان گاز:
حافظ می‌گوید: طعنه‌های رقیب (حسود) نمی‌تواند عیار (ارزش) مرا کم کند، همان‌طور که اگر زر (طلا) را در دهان گاز بگیرند، ارزش آن کم نمی‌شود. او تأکید می‌کند که ارزش واقعی او تحت تأثیر حرف‌های دیگران قرار نمی‌گیرد. این بیت نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس حافظ و بی‌اعتنایی او به حرف‌های حسودان است.

معنی بیت های پایانی

۷. دل کز طواف کعبه ی کویت وقوف یافت / از شوق آن حریم ندارد سر حجاز:
حافظ می‌گوید: دلی که از طواف کعبه‌ی کویت (معشوق) باز ایستاده است، از شوق آن حریم (معشوق) حتی سرزمین حجاز (مکه) را نیز نمی‌بیند. او تأکید می‌کند که عشق به معشوق آن‌قدر قوی است که حتی مکه را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. این بیت نشان‌دهنده‌ی قدرت عشق حافظ به معشوق است.

۸. هر دم به خون دیده چه حاجت وضو چو نیست / بی طاق ابروی تو نماز مرا جواز:
حافظ می‌گوید: هر لحظه که چشمم به خون می‌گرید، چه نیازی به وضو دارم، وقتی که بدون طاق ابروی تو (معشوق)، نماز من جواز (اعتبار) ندارد. او تأکید می‌کند که عشق به معشوق آن‌قدر قوی است که حتی نماز او نیز بدون حضور معشوق بی‌ارزش است. این بیت نشان‌دهنده‌ی وابستگی حافظ به معشوق حتی در عبادت است.

۹. چون باده باز بر سر خم رفت کف زنان / حافظ که دوش از لب ساقی شنید راز:
حافظ می‌گوید: مانند شرابی که بر سر خم (ظرف شراب) کف‌زنان می‌رود، حافظ نیز که دیشب راز را از لب ساقی شنید، شادمان است. او تأکید می‌کند که شنیدن راز از ساقی (معشوق) او را به وجد آورده است. این بیت نشان‌دهنده‌ی شادی حافظ از شنیدن راز معشوق است.


تفسیر کامل شعر

حافظ در این شعر از زیبایی و ناز معشوقی سخن می‌گوید که مانند سروی بلندقامت و خوش‌روی است و عشاق را به ستایش و نیاز وامیدارد. او تقدیر را ستایش می‌کند که از ازل، معشوق را به زیبایی و ناز آفریده است. حافظ از عشق و سوز دل می‌گوید و بیان می‌کند که دلش بی‌وجود معشوق، همچون پروانه‌ای بی‌شمع، در آتش شوق می‌سوزد. او به شکستن عهد صوفی اشاره می‌کند که در برابر زیبایی و جذابیت معشوق، توبه‌اش را می‌شکند.

در پایان، حافظ از عشق بی‌پایان خود به معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که حتی نمازش نیز بدون حضور معشوق ناقص است. این شعر سرشار از عشق، شور و زیبایی‌ستایش معشوق است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها