ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت-همراه با معنی و تفسیر

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت


حافظ-غزل شماره 90

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت

بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت

حیف است طایری چو تو در خاکدان غم

زاینجا به آشیان وفا می‌فرستمت

در راه عشق مرحله ی قرب و بعد نیست

می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت

هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر

در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت

تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب

جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت

ای غایب از نظر که شدی همنشین دل

می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت

در روی خود تفرج صنع خدای کن

کآیینهٔ ی خدای نما می‌فرستمت

تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند

قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت

ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت

با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت

حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست

بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت

 


معنی بیت های نخستین

1. ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت / بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت:
ای نسیم پیامرسان (هدهد صبا)، تو را به سوی سرزمین سبا می‌فرستم. بنگر که از کدامین مسیر و به کدامین مقصد رهسپار می‌کنمت. این سفر نمادی از جستجوی بی‌پایان عشق است که از سرزمین غربت به دیار وصال می‌رود.

2. حیف است طایری چو تو در خاکدان غم / زاینجا به آشیان وفا می‌فرستمت:
جای پرنده‌ای چون تو در سرزمین غم نیست. از این خاکدان غربت، تو را به آشیان وفا و مهر می‌فرستم. چرا که شایسته‌ات آسمان بی‌کران محبت است، نه این زمین پر از اندوه.

3. در راه عشق مرحله ی قرب و بعد نیست / می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت:
در مسیر عشق، دوری و نزدیکی معنایی ندارد. من تو را آشکارا می‌بینم و همزمان دعاهایم را نثارت می‌کنم. گویی در این راه، حضور و غیاب تو یکی است و قلبم پیوسته با توست.

4. هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر / در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت:
هر بامداد و شام، کاروانی از دعاهای خیر را با نسیم شمال و صبا به سوی تو می‌فرستم. این دعاها چون عطر بهاری در فضای وجودت پراکنده می‌شود تا مگر برکتش به من نیز بازگردد.

5. تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب / جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت:
پیش از آنکه سپاه غم تو قلبم را ویران کند، جان عزیزم را با نوایی دلنشین به پیشگاهت می‌فرستم. شاید این نغمه‌های عاشقانه، تیرگی‌های غم را از دل بزداید.

معنی بیت های پایانی

6. ای غایب از نظر که شدی همنشین دل / می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت:
ای که از چشمم غایب ولی در دلم جا گرفته‌ای، پیوسته برایت دعا و ستایش می‌فرستم. حضورت در جانم چنان است که گویی هرگز جدا نبوده‌ای.

7. در روی خود تفرج صنع خدای کن / کآیینهٔ خدای نما می‌فرستمت:
در چهره‌ات تجلی صنع خداوند را ببین، چرا که تو را چون آیینه‌ای نشان‌دهندهٔ جمال الهی می‌فرستم. هر نگاه به تو، یادآور خالق زیبایی‌هاست.

8. تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند / قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت:
تا نوازندگان از شوق دیدار تو آگاه شوند، سرودها و غزل‌هایم را با آهنگ و نوا به سویت می‌فرستم. شاید این نغمه‌ها، ترانه‌ی وصال را زمزمه کنند.

9. ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت / با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت:
ای ساقی بیا، که ندای غیبی به من بشارت داد: “با این درد صبر پیشه کن که درمان در راه است.” گویی جام وصل تو، شفای تمام دردهای من خواهد بود.

10. حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست / بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت:
حافظا، سرود محفل ما ذکر خیر و خوبی توست. بشتاب که اسب و ردای فاخر برایت می‌فرستم. این هدیه نمادی از احترام بی‌کرانی است که برایت قائلم.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤