آن یار کز او خانه ی ما جای پری بود-همراه با معنی و تفسیر

آن یار کز او خانه ی ما جای پری بود


حافظ-غزل شماره 216

 

آن یار کز او خانه ی ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

تا بود فلک شیوه ی او پرده دری بود

منظور خردمند من آن ماه که او را

با حسن ادب شیوه ی صاحب نظری بود

از چنگ منش اختر بدمهر به در بُرد

آری چه کنم دولت دور قمری بود

عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را

در مملکت حسن سر تاجوری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین

افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را

با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود


معنی بیت های نخستین

۱. آن یار کز او خانه ی ما جای پری بود / سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود:
آن یاری که خانه ما به خاطر او مانند جایگاه پریان بود، از سر تا پا مانند پری از هر عیبی پاک بود. این بیت به زیبایی و پاکی معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید معشوقش مانند پری بی‌عیب و نقص بود.

۲. دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش / بیچاره ندانست که یارش سفری بود:
دل گفت: در این شهر به امید بوی او ساکن می‌شوم. بیچاره دل نمی‌دانست که یارش به سفر رفته است. این بیت به درد دوری از معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید دلش در انتظار معشوق ماند، غافل از اینکه او رفته است.

۳. تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد / تا بود فلک شیوه ی او پرده دری بود:
نه تنها راز دل من فاش شد، بلکه فلک نیز همیشه روش او پرده‌دری (رازگشایی) بود. این بیت به رازداری و فاش شدن اسرار اشاره دارد. حافظ می‌گوید حتی فلک نیز رازهای معشوق را فاش می‌کرد.

۴. منظور خردمند من آن ماه که او را / با حسن ادب شیوه ی صاحب نظری بود:
معشوق خردمند من آن ماه‌رویی بود که با زیبایی و ادب، روش صاحب‌نظری داشت. این بیت به زیبایی و ادب معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید معشوقش هم زیبا بود و هم باادب.

معنی بیت های میانی

۵. از چنگ منش اختر بدمهر به در بُرد / آری چه کنم دولت دور قمری بود:
ستاره بدمهر (بدشانس) او را از چنگ من به در برد. آری، چه کنم که دوران خوشبختی‌ام مانند دور قمری (کوتاه) بود. این بیت به ناکامی و کوتاهی دوران خوشبختی اشاره دارد. حافظ می‌گوید دوران خوشی‌اش کوتاه بود.

۶. عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را / در مملکت حسن سر تاجوری بود:
ای دل، عذری بیاور که تو درویشی و او در سرزمین زیبایی تاج‌به‌سر بود. این بیت به تفاوت جایگاه عاشق و معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید معشوقش در اوج زیبایی و قدرت بود، اما او درویش و بی‌چیز است.

۷. اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت / باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود:
زمان‌های خوش آن بود که با دوست سپری می‌شد، باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود. این بیت به ارزش لحظات با معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید تنها زمان‌هایی که با معشوق بود، خوش بود و بقیه بی‌فایده.

معنی بیت های پایانی

۸. خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین / افسوس که آن گنج روان رهگذری بود:
لب آب و گل و سبزه و نسرین خوش بود، اما افسوس که آن گنج روان (معشوق) تنها رهگذری بود. این بیت به زیبایی طبیعت و گذرایی معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید معشوقش مانند گنجی بود که گذرا و موقت بود.

۹. خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را / با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود:
ای بلبل، خودت را از رشک بکش، چرا که گل با باد صبا در وقت سحر جلوه‌گری می‌کرد. این بیت به رشک بلبل به گل اشاره دارد. حافظ می‌گوید گل در سحرگاه با باد صبا زیبایی‌هایش را نشان می‌داد.

۱۰. هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ / از یمن دعای شب و ورد سحری بود:
هر گنج سعادتی که خدا به حافظ داد، به برکت دعای شب و ذکر سحرگاهی بود. این بیت به ارزش دعا و عبادت اشاره دارد. حافظ می‌گوید خوشبختی‌هایش نتیجه دعا و عبادت شبانه بوده است.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها