به کوی میکده یارب سحر چه مشغله بود

حافظ-غزل شماره 215
به کوی میکده یارب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی ست
به ناله ی دف و نی در خروش و ولوله بود
مباحثی که در آن مجلس جنون میرفت
ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود
دل از کرشمه ی ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود
قیاس کردم و آن چشم جادوانه ی مست
هزار ساحر چون سامریش در گله بود
بگفتمش به لبم بوسهای حوالت کن
به خنده گفت کی ات با من این معامله بود
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بود
دهان یار که درمان درد حافظ داشت
فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود
معنی بیت های نخستین
۱. به کوی میکده یارب سحر چه مشغله بود / که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود:
در کوی میفروشان سحرگاه چه هیاهویی بود! از شور و حال شاهد و ساقی و نور شمع و مشعل. این بیت به توصیف فضای پرجنب و جوش و نورانی میکده در سحرگاهان میپردازد.
۲. حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی ست / به ناله ی دف و نی در خروش و ولوله بود:
داستان عشق که از گفتار و صدا بینیاز است، با ناله دف و نی در هیاهو و شور خاصی بیان میشد. حافظ اشاره میکند که عشق را باید با زبان موسیقی و حال درونی فهمید.
۳. مباحثی که در آن مجلس جنون میرفت / ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود:
بحثهایی که در آن مجلس دیوانگی میشد، فراتر از مباحث خشک مدرسه و گفتگوهای معمولی بود. شاعر فضای آزاد و بیقید مجلس عاشقان را توصیف میکند.
۴. دل از کرشمه ی ساقی به شکر بود ولی / ز نامساعدی بختش اندکی گله بود:
دل از ناز و اداهای ساقی شکرگزار بود، اما از بداقبالی خود کمی شکایت داشت. این بیت تضاد بین لذت حضور ساقی و ناخوشیهای روزگار را نشان میدهد.
معنی بیت های پایانی
۵. قیاس کردم و آن چشم جادوانه ی مست / هزار ساحر چون سامریش در گله بود:
وقتی آن چشم جادویی و مست را با دیگران مقایسه کردم، فهمیدم که هزاران ساحر مانند سامری در مقابلش ناتوانند. حافظ قدرت جذب و افسون معشوق را توصیف میکند.
۶. بگفتمش به لبم بوسهای حوالت کن / به خنده گفت کی ات با من این معامله بود:
به او گفتم: اجازه بده لبهایت را ببوسم. با خنده پاسخ داد: چه زمانی چنین قراردادی بین ما بسته شده بود؟ این بیت به شیرینی و بازیگوشی معشوق اشاره دارد.
۷. ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش / میان ماه و رخ یار من مقابله بود:
از ستارهام خبر خوشی در راه است، چرا که دیشب بین ماه و روی یارم مقابله (همآیندی) بود. شاعر به نشانههای نجومی خوشیمن اشاره میکند.
۸. دهان یار که درمان درد حافظ داشت / فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود:
دهان یار که درمان درد حافظ بود، افسوس که در وقت مهربانی چقدر کمحوصله بود. این بیت به تضاد بین تاثیر شفابخش معشوق و کممهریهای گاهوبیگاهش اشاره دارد.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



