یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود-همراه با معنی و تفسیر

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود


حافظ-غزل شماره 207

 

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک

بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود

دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد

عشق می‌گفت به شرح آنچه بر او مشکل بود

آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است

آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم

خم می دیدم خون در دل و پا در گِل بود

بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق

مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود

راستی خاتم فیروزه ی بواسحاقی

خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

دیدی آن قهقهه ی کبک خرامان حافظ

که ز سرپنجه ی شاهین قضا غافل بود


معنی بیت های نخستین

۱. یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود / دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود:
به یاد دارم زمانی را که در ابتدای کوی تو منزل داشتم و روشنایی چشمم از خاک درگاه تو به دست می‌آمد. این بیت به خاطرات شیرین دیدار معشوق اشاره دارد.

۲. راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک / بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود:
صادقانه مانند سوسن و گل که از همنشینی با پاکان اثر می‌پذیرند، آنچه در دل تو بود بر زبان من جاری می‌شد. حافظ به صداقت و همدلی با معشوق اشاره می‌کند.

۳. دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد / عشق می‌گفت به شرح آنچه بر او مشکل بود:
وقتی دل از پیر خردمند حکایت‌ها نقل می‌کرد، عشق به توضیح آنچه برای خرد مشکل بود می‌پرداخت. این بیت به تعامل بین عقل و عشق اشاره دارد.

معنی بیت های میانی

۴. آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است / آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود:
آه از آن ستم و بیدادی که در این جهان است و آه از آن سوزش و نیازمندی که در آن محفل (جمع عاشقان) وجود داشت. شاعر به رنج‌های عاشقانه و ناعدالتی‌های جهان اشاره می‌کند.

۵. در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز / چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود:
در دلم آرزو داشتم که هرگز بی‌دوست نباشم، اما چه کنم که تلاش من و دلم بی‌ثمر ماند. این بیت به ناکامی در وصال معشوق اشاره دارد.

۶. دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم / خم می دیدم خون در دل و پا در گِل بود:
دیشب به یاد یاران به میخانه رفتم و دیدم که خم‌های شراب خون در دل دارند (غمگین هستند) و پاها در گل فرو رفته‌اند. حافظ به حال و هوای غمگین میخانه اشاره می‌کند.

معنی بیت های پایانی

۷. بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق / مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود:
بسیار گشتم تا دلیل درد فراق را بپرسم، اما عقل که مفتی (قاضی) این مسائل است، خود در این مورد ناتوان و حیران بود. این بیت به پیچیدگی و دردناکی فراق اشاره دارد.

۸. راستی خاتم فیروزه ی بواسحاقی / خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود:
راستی که خاتم فیروزه‌ای (نماد خوشبختی) بواسحاق خوش درخشید، اما خوشبختی‌اش زودگذر بود. شاعر به ناپایداری نعمت‌های دنیوی اشاره می‌کند.

۹. دیدی آن قهقهه ی کبک خرامان حافظ / که ز سرپنجه ی شاهین قضا غافل بود:
آیا آن خنده و شادی کبک خرامان (نماد بی‌خبری) را دیدی که از چنگال شاهین قضا (سرنوشت) غافل بود؟ این بیت به بی‌خبری انسان از تقدیر اشاره دارد.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤