سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند-همراه با معنی و تفسیر

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند


حافظ-غزل شماره 194

 

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند

ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند

به عمری یکنفس با ما چو بنشینند برخیزند

نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند

سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند

رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رمّانی چو می‌خندند می‌بارند

ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند

بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند

که با این درد اگر دربند درمانند درمانند

 


معنی بیت های نخستین

۱. سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند / پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند:
معشوقان سمن‌بو وقتی بنشینند، غم را می‌نشانند و پری‌رخان وقتی بستیزند، آرامش را از دل می‌ربایند. این بیت به قدرت معشوق در ایجاد و زدودن غم اشاره دارد.

۲. به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند / ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند:
با قبای جفا وقتی دل‌ها را می‌بندند، می‌بندند و با گشودن زلف عنبرین وقتی جان‌ها را می‌پراکنند، می‌پراکنند. حافظ به دوگانگی رفتار معشوق اشاره می‌کند.

۳. به عمری یکنفس با ما چو بنشینند برخیزند / نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند:
در تمام عمر یک نفس با ما می‌نشینند و بلافاصله برمی‌خیزند، و نهال شوق را در دل می‌کارند و سپس می‌خشکانند. این بیت به ناپایداری توجه معشوق اشاره دارد.

۴. سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند / رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند:
اشک عزلت‌نشینان را وقتی می‌بینند، می‌فهمند، اما اگر بدانند، روی مهر را از سحرخیزان برنمی‌گردانند. شاعر به بی‌توجهی معشوق به وفاداری عاشق اشاره می‌کند.

معنی بیت های پایانی

۵. ز چشمم لعل رمّانی چو می‌خندند می‌بارند / ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند:
از چشمم وقتی مانند یاقوت رمانی می‌خندند، خون می‌بارد، و راز پنهان من را وقتی در چهره‌ام می‌بینند، فاش می‌کنند. این بیت به رنج عشق و افشای اسرار عاشق اشاره دارد.

۶. دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد / ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند:
کسی که درمان درد عاشق را آسان می‌پندارد، از فکر کسانی که به دنبال درمانند، دور است. حافظ به دشواری درمان درد عشق اشاره می‌کند.

۷. چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند / بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند:
مانند منصور، آرزوی کسانی را که می‌خواهند برآورده می‌کنند، اما حافظ را وقتی به این درگاه می‌آیند می‌رانند. این بیت به نابرابری در برخورد با عاشقان اشاره دارد.

۸. در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند / که با این درد اگر دربند درمانند درمانند:
در این بارگاه وقتی مشتاقان اظهار نیاز می‌کنند، معشوقان ناز می‌کنند، چرا که با این درد اگر در بند درمان باشند، درمان می‌شوند. شاعر به رابطه عاشق و معشوق اشاره می‌کند.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها