کنون که بر کف گل جام باده ی صاف است-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

کنون که بر کف گل جام باده ی صاف است-همراه با معنی و تفسیر

کنون که بر کف گل جام باده ی صاف است


حافظ-غزل شماره 44

 

کنون که بر کف گل جام باده ی صاف است

به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است

بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر

چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد

که می حرام ولی بِه ز مال اوقاف است

به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش

که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است

ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر

که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است

حدیث مدعیان و خیال همکاران

همان حکایت زردوز و بوریاباف است

خموش حافظ و این نکته‌های چون زر سرخ

نگاه دار که قلّاب شهر صرّاف است

 


معنی بیت های نخستین

1. کنون که بر کف گل جام باده ی صاف است / به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است:
اکنون که جام میِ ناب در دستِ گل قرار گرفته، بلبل با صدها هزار زبان در وصف آن می‌سراید. طبیعت خود شرابی ناب به جهان تقدیم کرده و همه‌چیز در ستایش آن است.

2. بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر / چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است:
دفتر شعر بردار و به دامان طبیعت برو، چرا که اکنون زمانِ بحث‌های خشک مدرسه و جدال‌های بی‌حاصل نیست. هوای بهاری تو را به سوی آزادی می‌خواند.

3. فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد / که می حرام ولی بِه ز مال اوقاف است:
فقیه مدرسه دیروز مست بود و فتوا داد که: «شراب گرچه حرام است، اما از مال اوقاف (که گاه ناپاک است) بهتر است!» حتی متشرعان نیز گاه به حقیقت شراب پی می‌برند.

4. به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش / که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است:
ای عاشقِ رنج‌کشیده! تو را حکمی نیست؛ هر چه ساقیِ جان‌فروزِ ما کند، همه لطف محض است. حتی دردهایت نیز بخشی از الطاف الهی است.

معنی بیت های پایانی

5. ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر / که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است:
از مردم دور شو و مانند مرغ اساطیری «عنقا» پرواز کن، چرا که آوازه‌ی رهروانِ راهِ حقیقت، از شرق تا غرب عالم پیچیده است. تنهاییِ عارفانه، تو را به اوج می‌رساند.

6. حدیث مدعیان و خیال همکاران / همان حکایت زردوز و بوریاباف است:
سخن‌پردازی‌های مدعیان و همراهانِ به ظاهر همکار، همانند قصه‌ی «زردوز» و «بوریاباف» است (دو صنعتگر که هر یک دیگری را تحقیر می‌کند). این مجادلات، بی‌ثمر و پوچ است.

7. خموش حافظ و این نکته‌های چون زر سرخ / نگاه دار که قلّاب شهر صرّاف است:
حافظا خاموش باش و این سخنانِ زرین را نزد خود نگهدار، چرا که شهر پر از صرافانی است که هر کلام ارزشمند را به بهای ناچیز می‌خرند! گوهرِ سخن را باید به اهلش سپرد.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤