به حسرت مردم و آخر ندیدم روی یار خود - ادبستان شعر پارسی % %

به حسرت مردم و آخر ندیدم روی یار خود

آذر بیگدلی – غزل شماره 95

به حسرت مردم و آخر ندیدم روی یار خود

سزای من که از اول نکردم فکر کار خود

رود گر صید گامی چند و صیاد از قفای او

نه از بیم است، میخواهد ببیند اعتبار خود

غم عشقت نمیگویم به مردم، ساده لوحی بین

که پنهان میکنم از خلق راز آشکار خود

نگویم وعده ی وصل تو با خود، تا سپارم جان

که ترسم روز محشر نیز باشم شرمسار خود

به حسرت مردم و آذر ندیدم روی یار خود

کنون مانده است کار من، که او کرده است کار خود

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤