دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود - ادبستان شعر پارسی % %

دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود

آذر بیگدلی – غزل شماره 94

دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود

من در خمار بودم و می در سبو نبود

پرسید: در دل تو ندانم چه آرزوست؟

غافل که در دلم به جز این آرزو نبود

جرم سگ تو نیست، گرت شب نبرد خواب

او را مکش، که ناله ی من بود، ازو نبود

دوش آمدم که پای تو بوسم، ز بیم غیر

راهی به خلوت توام از هیچ سو نبود

میخوردم از فراق تو خون دوش وقت مرگ

یعنی که بی تو آب خوشم در گلو نبود

قاصد بگو: ز دوریت آذر سپرد جان

ور گوید: از منش گله ای بود، گو نبود

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤