مرا، کام دل، از نگاهی برآید

آذر بیگدلی – غزل شماره 99

مرا، کام دل، از نگاهی برآید

که از کنج چشم سیاهی برآید

کند گر نه بانگ جرس رهنمایی

چه از سعی کم کرده راهی برآید؟

شب عید، چشمم به بامی است کز وی

پی دیدن ماه، ماهی برآید

رخت ماه و بهتر ز ماهی که گاهی

رود در پس ابر و گاهی برآید

به شاهان رسد ناز چون من گدایی

که از خلوت چون تو شاهی برآید

مرا گر کشد، ور کند زنده شاید

کش این هر دو کار، از نگاهی برآید

نیارم ز کوی تو رفتی چو صیدی

که نتواند از صید گاهی برآید

جفایش مباد از دل دردمندی

شبی ناله ای، روزی آهی برآید

مکن رنجه، سرپنجه از بهر قتلم

چه از کشتن بیگناهی برآید؟

دعا سر کنم کز لبت کام آذر

برآید الهی، الهی برآید

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها