سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست - ادبستان شعر پارسی % %

سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست

سحاب اصفهانی – غزل شماره 60

سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست

کو در دل و جز او به دلم راه کسی نیست

با ناله ی دل نیست ز واماندگی ام باک

در گوش من اکنون که صدای جرسی نیست

گفتم که برآرم نفسی با وی و اکنون

کز لطف به بالین من آمد نفسی نیست

گوشی به حدیث چو منی نیز توان داد

تا حرفی از آسایش کنج قفسی نیست

با آه من و اشک سحاب از چه ندانم

کوی تو همان پاک ز هر خار و خسی نیست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤