یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه - ادبستان شعر پارسی % %

یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه

سحاب اصفهانی – غزل شماره 295

یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه

یاری از چرخ اگر خواستی از یار مخواه

دل ز چشم تو اگر چشم عنایت دارد

گو پرستاری بیمار ز بیمار مخواه

زین طبیبان که توانند علاجی بکنند

چاره ی درد دل خویش به ناچار مخواه

هر که را زیب دکان جنس وفا و هنر است

به جوی گو برسان نرخ و خریدار مخواه

خواهی از سنگ جفایش اگر ایمن باشی

هرگز آسایش از آن سایه ی دیوار مخواه

یاری ای که رقیبیش نباشد مطلب

در گلستان جهان یک گل بی خار مخواه

هر که در غمکده ی دهر گرفتار غمی است

گو بده جان چو سحاب از غم و غمخوار مخواه

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤