چو پرده برفتد از روی مهر آسایش - ادبستان شعر پارسی % %

چو پرده برفتد از روی مهر آسایش

سحاب اصفهانی – غزل شماره 199

چو پرده برفتد از روی مهر آسایش

سزد که مهر درافتد چو سایه در پایش

چگونه دست تواند به دامن تو رساند

کسی که بر سر کویت نمیرسد پایش

نماید ار بت عذرا عذار من عارض

برد ز خاطر وامق عذار عذرایش

بود به چشم زلیخا چه جلوه یوسف را

کند چو یوسف من جلوه روی زیبایش

امیدواری درمان چگونه دردی راست

که ناامید ز درمان بود مسیحایش

کسی که با تو شکیباییش نبود چه سان

شکیب بی تو کند جان ناشکیبایش؟

سزد که سرو و صنوبر سر افکنند به پیش

بسان بید موله ز شرم بالایش

نشد ز راه ترحم غمین ز قتل سحاب

غمین بود که روا گشته یک تمنایش

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤