روز عید است و من امروز در آن تدبیرم (معنی+تفسیر) - ادبستان شعر پارسی

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم (معنی+تفسیر)

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم


حافظ-غزل مشکوک شماره 17

 

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم

که دهم حاصل سی‌روزه و ساغر گیرم

چند روزی ست که دورم ز رخ ساقی و جام

بس خجالت که به روی آمد ازین تقصیرم

من به خلوت ننشینم پس از این ، ور به مثل

زاهد صومعه بر پای نهد زنجیرم

پند پیرانه دهد واعظ شهرم لیکن

من نه آنم که دگر پند کسی بپذیرم

آن که بر خاک در میکده جان داد کجاست

تا نهم در قدم او سر و پیشش میرم

می به زیر کش و سجاده ی تقوی بر دوش

آه اگر خلق شوند آگه از این تزویرم

خلق گویند که حافظ سخن پیر نیوش

سالخورده میی امروز به از صد پیرم

 


معنی بیت های نخستین

۱. روز عید است و من امروز در آن تدبیرم / که دهم حاصل سی‌روزه و ساغر گیرم:
امروز روز عید است و من در این فکرم که ثمرهٔ سی روز روزه (رمضان) را فدای یک ساغر می کنم. حافظ با طنز ظریفی اشاره می‌کند که چگونه ارزش‌های ظاهری را در برابر لذت‌های راستین می‌نهد.

۲. چند روزی ست که دورم ز رخ ساقی و جام / بس خجالت که به روی آمد ازین تقصیرم:
چند روزی است که از ساقی و جام دور مانده‌ام، و این کوتاهی چنان مرا شرمسار کرده که رویم از خجالت برافروخته است. شاعر با زبانی شیرین از دوری از می و محفل انس شکوه می‌کند.

۳. من به خلوت ننشینم پس از این، ور به مثل / زاهد صومعه بر پای نهد زنجیرم:
دیگر به خلوت نخواهم نشست، حتی اگر زاهد صومعه‌نشین بخواهد مرا به زنجیر بکشد. این بیت عصیان شاعرانه در برابر ریاکاری زاهدان را نشان می‌دهد.

معنی بیت های پایانی

۴. پند پیرانه دهد واعظ شهرم لیکن / من نه آنم که دگر پند کسی بپذیرم:
واعظ شهر پندهای پیرانه به من می‌دهد، اما من دیگر آن کس نیستم که پند دیگران را بپذیرم. حافظ در اینجا استقلال فکری خود را در برابر موعظه‌های کلیشه‌ای بیان می‌کند.

۵. آن که بر خاک در میکده جان داد کجاست / تا نهم در قدم او سر و پیشش میرم:
کجاست آن کسی که جان بر خاک در میکده داد؟ تا سر به قدمش بسایم و جان بر سر این راه بگذارم. این بیت عشق حافظ به راه صوفیانه و حقیقت‌جویانه را نشان می‌دهد.

۶. می به زیر کش و سجاده ی تقوی بر دوش / آه اگر خلق شوند آگه از این تزویرم:
می را پنهان می‌خورم و سجادهٔ تقوا بر دوش دارم، افسوس که مردم از این ریا و تظاهر من آگاه شوند. اینجا حافظ به نفاق رایج در جامعه اشاره می‌کند.

۷. خلق گویند که حافظ سخن پیر نیوش / سالخورده میی امروز به از صد پیرم:
مردم می‌گویند حافظ سخنان پیران را می‌شنود، اما من امروز یک پیر سالخورده‌ام که ارزشی بیش از صد پیر دارد. در این بیت حافظ با اعتماد به نفس از تجربیات و دانسته‌های خود سخن می‌گوید.


تفسیر شعر

 


غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤