ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی-همراه با معنی و تفسیر

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی


حافظ-غزل شماره 482

 

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی

اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی

چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی

باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی

این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را

در کار رنگ و بوی نگاری نمی‌کنی

مشکین از آن نشد دم خُلقت که چون صبا

بر خاک کوی دوست گذاری نمی‌کنی

ترسم کز این چمن نبری آستین گل

کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی

در آستین جان تو صد نافه مدرج است

وآن را فدای طرّه ی یاری نمی‌کنی

ساغر لطیف و دلکش و می افکنی به خاک

و اندیشه از بلای خماری نمی‌کنی

حافظ برو که بندگی پادشاه وقت

گر جمله می‌کنند تو باری نمی‌کنی

 


معنی و تفسیر بیت های نخستین :

  1. ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی / اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی: حافظ در این بیت به دل خطاب می‌کند و می‌گوید که دل با وجود داشتن همه اسباب و وسایل لازم، هیچ کاری انجام نمی‌دهد و به کوی عشق قدم نمی‌گذارد. این بیت می‌تواند اشاره به بی‌عملی انسان در برابر فرصت‌های عشق و معنویت باشد.
  2. چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی / باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی: در این بیت، حافظ به چوگان حکم و باز ظفر اشاره می‌کند که نماد قدرت و توانایی هستند. او می‌گوید که با وجود داشتن این قدرت و توانایی، هیچ کاری انجام نمی‌دهی و از فرصت‌ها استفاده نمی‌کنی.
  3. این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را / در کار رنگ و بوی نگاری نمی‌کنی: حافظ در این بیت به خون جگر اشاره می‌کند که نماد عشق و شور درونی است. او می‌گوید که با وجود این عشق و شور، هیچ تلاشی برای رسیدن به معشوق (نگار) نمی‌کنی.
  4. مشکین از آن نشد دم خُلقت که چون صبا / بر خاک کوی دوست گذاری نمی‌کنی: در این بیت، حافظ به مشکین بودن دم خلقت اشاره می‌کند که نماد عطر و بوی خوش است. او می‌گوید که این عطر و بوی خوش برای این نیست که تو از آن استفاده نکنی و به کوی دوست قدم نگذاری.

 معنی و تفسیر بیت های پایانی :

  1. ترسم کز این چمن نبری آستین گل / کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی: حافظ در این بیت به چمن و گل اشاره می‌کند که نماد زیبایی و لطافت هستند. او می‌گوید که می‌ترسد تو از این چمن گلی برنداری، زیرا تحمل خارهای آن را نداری. این بیت می‌تواند اشاره به سختی‌های راه عشق و معنویت باشد.
  2. در آستین جان تو صد نافه مدرج است / وآن را فدای طرّه ی یاری نمی‌کنی: در این بیت، حافظ به نافه مدرج اشاره می‌کند که نماد عطر و بوی خوش است. او می‌گوید که در آستین جان تو صدها نافه مدرج وجود دارد، اما تو آن‌ها را فدای طرّه یاری (معشوق) نمی‌کنی.
  3. ساغر لطیف و دلکش و می افکنی به خاک / و اندیشه از بلای خماری نمی‌کنی: حافظ در این بیت به ساغر لطیف و دلکش اشاره می‌کند که نماد شراب عشق و معرفت است. او می‌گوید که تو این شراب را به خاک می‌افکنی و از بلای خماری (سردرد ناشی از مستی) نمی‌ترسی.
  4. حافظ برو که بندگی پادشاه وقت / گر همه می‌کنند تو باری نمی‌کنی: در این بیت، حافظ به خود خطاب می‌کند و می‌گوید که اگر همه به بندگی پادشاه وقت مشغول هستند، تو هیچ کاری نمی‌کنی. این بیت می‌تواند اشاره به بی‌اعتنایی حافظ به دنیا و قدرت‌های مادی باشد.

غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤