چندانکه گفتم غم با طبیبان-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

چندانکه گفتم غم با طبیبان-همراه با معنی و تفسیر

چندانکه گفتم غم با طبیبان


حافظ-غزل شماره 383

 

چندانکه گفتم غم با طبیبان

درمان نکردند مسکین غریبان

آن گل که هر دم در دست بادی ست

گو شرم بادش از عندلیبان

یارب امان ده تا بازبیند

چشم محبان روی حبیبان

دُرج محبت بر مُهر خود نیست

یا رب مبادا کام رقیبان

ای منعم آخر بر خوان جودت

تا چند باشیم از بی نصیبان

حافظ نگشتی شیدای گیتی

گر می‌شنیدی پند ادیبان


معنی و تفسیر بیت های نخستین:

۱. چندانکه گفتم غم با طبیبان / درمان نکردند مسکین غریبان:
حافظ از این گلایه می‌کند که هرچه درد و غم خود را با طبیبان (درمانگران) در میان گذاشته، اما آن‌ها نتوانسته‌اند درمانش کنند. این طبیبان می‌توانند هم به معنای واقعی پزشکان باشند و هم نمادی از کسانی که ادعای حل مشکلات روحی و عشقی را دارند. حافظ خود را “مسکین غریبان” (فقیر و غریب) می‌خواند و از درمان‌ناپذیری دردش سخن می‌گوید.

۲. آن گل که هر دم در دست بادی ست / گو شرم بادش از عندلیبان:
حافظ به ناپایداری زیبایی‌ها و لذات دنیوی اشاره می‌کند. “گل” نمادی از زیبایی و لذت است که همیشه در دست باد است و پایدار نمی‌ماند. او از این گل می‌خواهد که از “عندلیبان” (بلبلان، نماد عاشقان) شرمسار باشد، زیرا بلبلان با عشق و وفاداری خود، زیبایی‌های ناپایدار را ستایش می‌کنند.

۳. یارب امان ده تا بازبیند / چشم محبان روی حبیبان:
حافظ از خداوند طلب امان و فرصت می‌کند تا دوباره چشم عاشقان (“محبان”) به دیدار معشوق (“حبیبان”) روشن شود. این بیت نشان‌دهنده‌ی اشتیاق عمیق او به وصال و دیدار یار است.


 معنی و تفسیر بیت های پایانی:

۴. دُرج محبت بر مُهر خود نیست / یا رب مبادا کام رقیبان:
حافظ می‌گوید که گوهر محبت و عشق، بر مهر و نشانه‌ی خودش نیست (یعنی عشق واقعی نادر و کمیاب است). سپس از خداوند می‌خواهد که آرزوی دشمنان (“رقیبان”) برآورده نشود و آن‌ها به خواسته‌های خود نرسند.

۵. ای منعم آخر بر خوان جودت / تا چند باشیم از بی نصیبان:
حافظ خطاب به خداوندِ بخشنده (“منعم”) می‌گوید که تا کی باید از بی‌نصیبی و محرومیت رنج ببریم؟ او از خداوند می‌خواهد که لطف و بخشش خود را شامل حال بندگان کند و آن‌ها را از محرومیت نجات دهد.

۶. حافظ نگشتی شیدای گیتی / گر می‌شنیدی پند ادیبان:
در این بیت، حافظ به خودش اشاره می‌کند و می‌گوید اگر پند خردمندان و ادیبان را شنیده بود، هرگز این‌گونه شیفته‌ی دنیا (“شیدای گیتی”) نمی‌شد. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه انتقادی حافظ به خود و دنیاست و بیانگر این است که او از فریبندگی دنیا آگاه است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤