بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد

حافظ-غزل شماره 229
بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد
از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم
اینم همیستاند و آنم نمیدهد
مُردم در این فراق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمیدهد
زلفش کشید باد صبا چرخ سفله بین
کآنجا مجال باد وزانم نمیدهد
چندان که بر کنار چو پرگار میشدم
دوران چو نقطه ره به میانم نمیدهد
شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی
بدعهدی زمانه زمانم نمیدهد
گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست
حافظ ز آه و ناله امانم نمیدهد
معنی بیت های نخستین
۱. بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد / دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد:
بخت و اقبال از دهان دوست (معشوق) نشانهای به من نمیدهد. دولت و خوشبختی نیز از رازهای پنهان من خبری نمیدهد. حافظ در این بیت به ناامیدی و انتظار بیپاسخ خود اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که نشانهای از لطف و توجه به او بدهد، اما چنین اتفاقی نمیافتد. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به بیتوجهی معشوق و ناامیدی عاشق است.
۲. از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم / اینم همیستاند و آنم نمیدهد:
من برای یک بوسه از لب معشوق، جان خود را میدهم. اما او جانم را میستاند و بوسهای به من نمیدهد. حافظ در این بیت به فداکاری عاشق و بیپاسخ ماندن آن اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند، اما معشوق بیتفاوت است. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق یکطرفه و رنج عاشق است.
۳. مُردم در این فراق و در آن پرده راه نیست / یا هست و پرده دار نشانم نمیدهد:
من در این فراق و دوری از معشوق، جان دادم و راهی به سوی او نیست. یا شاید راهی هست، اما پردهدار (نگهبان) نشانهای به من نمیدهد. حافظ در این بیت به ناامیدی و بیراهی خود در عشق اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که راهی به سوی او نشان دهد، اما چنین اتفاقی نمیافتد. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به دوری و بیراهی در عشق است.
۴. زلفش کشید باد صبا چرخ سفله بین / کآنجا مجال باد وزانم نمیدهد:
باد صبا (باد بهاری) زلف معشوق را به حرکت درآورد، اما ای چرخ پست، به من اجازه نمیدهد که از آن لذت ببرم. حافظ در این بیت به زیبایی معشوق و محرومیت خود اشاره میکند. او از چرخ و زمانه شکایت میکند که اجازه نمیدهد از زیبایی معشوق بهرهمند شود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به ناعادلانه بودن دنیا و محرومیت عاشق است.
معنی بیت های پایانی
۵. چندان که بر کنار چو پرگار میشدم / دوران چو نقطه ره به میانم نمیدهد:
هرچند مانند پرگار دور خود میچرخیدم و تلاش کردم، اما دوران و زمانه مانند نقطهای راهی به من نشان نمیدهد. حافظ در این بیت به تلاش بیثمر خود در عشق اشاره میکند. او از زمانه شکایت میکند که راهی به سوی معشوق به او نشان نمیدهد. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به ناامیدی و بیراهی در عشق است.
۶. شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی / بدعهدی زمانه زمانم نمیدهد:
شکر و سپاس به صبر و تحمل، سرانجام نتیجه میدهد، اما بدعهدی زمانه به من فرصت نمیدهد. حافظ در این بیت به اهمیت صبر و تحمل اشاره میکند، اما از بدعهدی زمانه شکایت میکند. او از زمانه میخواهد که به او فرصت دهد، اما زمانه بیوفا است. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به ناعادلانه بودن دنیا و بیوفایی زمانه است.
۷. گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست / حافظ ز آه و ناله امانم نمیدهد:
گفتم به خواب بروم و جمال دوست (معشوق) را در خواب ببینم، اما حافظ، آه و نالههایم به من اجازه نمیدهد. حافظ در این بیت به آرزوی دیدار معشوق در خواب اشاره میکند، اما آه و نالههایش مانع از این آرامش میشود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به رنج عشق و آرزوی دیدار معشوق است. او از آه و نالههای خود شکایت میکند که آرامش را از او گرفتهاند.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



