چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

حافظ-غزل شماره 221
چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
چو ماه نو رهِ بیچارگان نظاره
زند به گوشه ی ابرو و در نقاب رود
شب شراب خرابم کند به بیداری
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
بیفتد آنکه در این راه با شتاب رود
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سایه ی این در به آفتاب رود
سواد نامه ی موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
کلاه داریش اندر سر شراب رود
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که در این راه بیحجاب رود
معنی بیت های نخستین
۱. چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود / ور آشتی طلبم با سر عتاب رود:
وقتی دست بر سر زلف معشوق میزنم، به تاب و پیچش میرود و اگر آشتی بخواهم، با سر عتاب و ناراحتی مواجه میشوم. حافظ در این بیت به دشواریهای رابطه با معشوق اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که بداند رابطه با معشوق پر از پیچیدگی و ناراحتی است. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به دشواریهای رابطه با معشوق است.
۲. چو ماه نو رهِ بیچارگان نظاره / زند به گوشه ی ابرو و در نقاب رود:
مانند ماه نو که راه بیچارگان را نظاره میکند، معشوق به گوشهی ابرو میزند و در نقاب میرود. حافظ در این بیت به رفتار معشوق اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که بداند معشوق گاهی اوقات دور از دسترس و پنهان است. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به رفتار معشوق است.
۳. شب شراب خرابم کند به بیداری / وگر به روز شکایت کنم به خواب رود:
شب شراب مرا خراب و بیدار میکند و اگر در روز شکایت کنم، به خواب میرود. حافظ در این بیت به تأثیر شراب و شکایت اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که بداند شراب و شکایت تأثیرات متفاوتی دارند. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به تأثیر شراب و شکایت است.
۴. طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل / بیفتد آنکه در این راه با شتاب رود:
راه عشق پر از آشوب و فتنه است، ای دل، هر کس که در این راه با شتاب برود، خواهد افتاد. حافظ در این بیت به دشواریهای راه عشق اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که بداند عشق راهی پر از چالش است و باید با صبر و تحمل پیش رفت. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به دشواریهای راه عشق است.
معنی بیت های پایانی
۵. گدایی در جانان به سلطنت مفروش / کسی ز سایه ی این در به آفتاب رود:
گدایی در نزد جانان (معشوق) را به سلطنت مفروش، زیرا کسی از سایهی این در به آفتاب میرود. حافظ در این بیت به ارزش گدایی در نزد معشوق اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که بداند گدایی در نزد معشوق ارزشمندتر از سلطنت است. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به ارزش گدایی در نزد معشوق است.
۶. سواد نامه ی موی سیاه چون طی شد / بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود:
وقتی سواد نامهی موی سیاه (جوانی) تمام شد، سفیدی (پیری) کم نمیشود حتی اگر صد انتخاب انجام شود. حافظ در این بیت به گذر زمان و پیری اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که بداند پیری اجتنابناپذیر است. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به گذر زمان و پیری است.
۷. حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر / کلاه داریش اندر سر شراب رود:
وقتی باد نخوت به سر حباب میافتد، کلاهداریش به سر شراب میرود. حافظ در این بیت به تأثیر نخوت و شراب اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که بداند نخوت و شراب تأثیرات متفاوتی دارند. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به تأثیر نخوت و شراب است.
۸. حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز / خوشا کسی که در این راه بیحجاب رود:
حجاب راه تویی، حافظ، از میان برخیز، خوشا به حال کسی که در این راه بدون حجاب برود. حافظ در این بیت به اهمیت رهایی از حجاب و پوشش اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که بداند رهایی از حجاب باعث خوشبختی است. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به اهمیت رهایی از حجاب است.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



