ز خود روم، چو پر و بال هستی ام باز است - ادبستان شعر پارسی % %

ز خود روم، چو پر و بال هستی ام باز است

آذر بیگدلی – غزل شماره 20

ز خود روم، چو پر و بال هستی ام باز است

که تنگنای دو عالم چه جای پرواز است؟

به انتظار تو خود کرده ام، چنانکه ز راه

رسیده ای و همان چشم حسرتم باز است

به کوی او همه شب تا به روز مینالم

فغان که یار نمی پرسد این چه آواز است؟

من و شکایت جور تو بی وفا، هیهات

ولی چه چاره کنم؟ آب دیده غماز است

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤