آگاهسازیها
پاککردن همه
جمعمان جمع!
خانه شعر
1
ارسال
1
کاربران
0
Reactions
179
نمایش
مرداد 31, 1404 2:28 ب.ظ
(@baharak_ghadiri)
هنرمند یک ستاره
عضو شده: 2 سال قبل
جمعمان جمع:من و غم، تو و شادی باهم
من از این عشق خیالی به خدا آگاهم
دستمان رو شده،لو رفته ته قصهما
اینکه هرگز نشدی عاشق و خاطرخواهم
چقَدَر ساده دلم را به تو میدادم من
غافل از اینکه نبودهاست دلت همراهم
آه این قسمت من بوده که تنها باشم
که بمیرم که بسوزم که نیاید ماهم
مصرع آخر من تا به قیامت این است:
جمعمان جمع:من و غم،تو و شادی باهم
بهارک قدیری
برچسبهای موضوع
ارسال یک پاسخ
پرش به انجمن:
موضوعات مرتبط
-
مبینا
9 ماه قبل
-
از تو تا تنهایی
9 ماه قبل
-
احمد محمود امپراطور بر غـزل: امیـر خسرو دهلوی
9 ماه قبل
-
غزل
9 ماه قبل
-
شعر: ضد جنگ
11 ماه قبل
اطلاعات انجمن
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 0 آنلاین
- 1,271 اعضا
جدیدترین عضو ما: شهریار فرهادی
آیکونهای تالارگفتمان:
تالارگفتمان حاوی هیچ ارسال خوانده نشدهای نیست
تالار حاوی ارسالهای خوانده نشده
آیکن های موضوع:
پاسخ داده نشده
پاسخ داده شده
فعال
داغ
مهم
تایید نشده
حل شده
خصوصی
بسته شده