آگاهسازیها
پاککردن همه
از تو تا تنهایی
خانه شعر
1
ارسال
1
کاربران
0
Reactions
119
نمایش
دی 10, 1404 12:56 ب.ظ
(@ahmadrezatabani)
هنرمند یک ستاره
عضو شده: 9 ماه قبل
چشم در چشمِ بیکرانگیهایت
در اندوهِ نیامدنت
و قربتِ این غریبیِ تنها
فصلِ ریزشِ گلبرگهایِ دلدادگی
و اندوهِ افزونِ جاودانگی
آری
من غرق در حضورِ تو
اما تو
جاری در بیگانگیِ من
فصلِ رُطَبریزانِ زمینِ به گرما نشسته
غروبِ کدرِ آلوده
به تنهاییِ آغشته
کویرِ برهوتیِ دل
از نیامدنِ فصلِ برداشت
و نموِ شاخکهایِ بیاعتمادی
در سرزمینِ عقل
درایتِ یک قوطیِ کبریت
با حجمِ اتم
در سراشیبیِ طغیانِ من
بر بلندایِ فتحناشدنیِ غرورت
اینجا تو نیستی
و آنجا من
به دنبالِ توام
هر کس
تنها
در خود
با خود
تنها
تنهایی
اسارتِ بشر است
از میراثِ گذشتگان
و خنیاگرِ روشنایی است
در تبادلِ میانِ دو شببوسه
به پهنایِ یک واژه
تفکر
احمد یوسفی
این موضوع در 9 ماه قبل 2 بار توسط ahmadrezatabani اصلاح شد
برچسبهای موضوع
ارسال یک پاسخ
پرش به انجمن:
موضوعات مرتبط
-
شعر: ضد جنگ
11 ماه قبل
-
جمعمان جمع!
1 سال قبل
-
دستهای خالی من
1 سال قبل
-
دل گرمی گرم
1 سال قبل
-
جای به دیده دادمت سروده استاد مرتضی کیوان هاشمی دکلمه
2 سال قبل
اطلاعات انجمن
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 0 آنلاین
- 1,271 اعضا
جدیدترین عضو ما: شهریار فرهادی
آیکونهای تالارگفتمان:
تالارگفتمان حاوی هیچ ارسال خوانده نشدهای نیست
تالار حاوی ارسالهای خوانده نشده
آیکن های موضوع:
پاسخ داده نشده
پاسخ داده شده
فعال
داغ
مهم
تایید نشده
حل شده
خصوصی
بسته شده