آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

من دو فنجان گذاشتم بر میز با که گویم که این ارادی نیست؟

1 ارسال‌
1 کاربران
0 Reactions
11 نمایش‌
ارسال‌: 2
Customer
شروع کننده موضوع
(@pourya79j)
هنرمند یک ستاره
عضو شده: 3 ماه قبل

آب را ریخت بر جگر اما

در زمانی که اعتمادی نیست

گرچه با رفتنت نمیسازم

روز تصعید انجمادی نیست

هیچ حرفی نمیتوانی داشت

شام تبعید انتقادی نیست

اعتیادم به چشم نازت بود

چشم بستی تو،اعتیادی نیست

سنگ زد شیشه ها ترک برداشت

گفتمش عیب نیست بادی نیست

رفت؛ تا انتها فروپاشید

دیگر از ابتداش یادی نیست

من به پایان رسیده ام با تو

بی تو بهتر که امتدادی نیست

باز گشتن دوباره مردود است

عشق هم کیش ارتدادی نیست

در جدایی اگرچه تنهایم

نیز بهتر که ازدیادی نیست

اعتقادم همیشه آن بوده

بی تو اما نه اعتقادی نیست

چون هنوزم تو را فقط دارم

این پرستش فقط عبادی نیست

گرچه قطعیست این جدایی؛ خب

بانگ با درد بامدادی نیست

من دو فنجان گذاشتم بر میز

با که گویم که این ارادی نیست؟


ارسال یک پاسخ

نام نویسنده

ایمیل نویسنده

عنوان *

پیش‌نمایش 0 رونوشت ذخیره شد