آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

او

1 ارسال‌
1 کاربران
0 Reactions
33 نمایش‌
ارسال‌: 1
Customer
شروع کننده موضوع
(@erfanalimoradi)
هنرمند جدید
عضو شده: 2 سال قبل

«او»

در این غوغا

در این آشفته بازارِ سیاهی ها

میان جمع ها و حاصل جمعِ رفیقانم

شدم تنها!

شدم تنهای تنها

شدم هم صحبتِ تنها رفیقم، همدمم

در این تاریکیِ شبها!

 خبر دارد..

فقط او از دلِ ما، نیت ما

و با دستِ سیاهش بر سرم گاهی نوازش میکند، گاهی

و گاهی سیلی محکم به گوشم میزند تا از تباهی ها برون آیم

و گاهی دوست ، گاهی قهر ، گاهی مهربان، گاهی تمامم میکند در خود

عجب عشقی به او دارم 

میان جمع تنهایم ، دگر تنهای تنها

فقط با او 

فقط او

او

.

 

شاعر : عرفان علیمرادی


ارسال یک پاسخ

نام نویسنده

ایمیل نویسنده

عنوان *

پیش‌نمایش 0 رونوشت ذخیره شد