آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

غزل

1 ارسال‌
1 کاربران
0 Reactions
291 نمایش‌
ارسال‌: 1
Customer
شروع کننده موضوع
(@sami-mahshar)
هنرمند جدید
عضو شده: 2 سال قبل

گفتم که چیست حاصل سی سال آزگار

آیینه قصه کرد ولیکن به اختصار

دریای مست زندگی سی سال میشود

در آفتاب آرزومندی شده غبار

یا چشم های خیره من خیره تر شده

یا آیینه شده است مواجه به انکسار

با دست های خالی و سردش رسیده است

سالی که بود آرزوی سالهای پار

آینده را به فکر نشستم که ناگهان

موسیچه ای گشود پر از گردن چنار

بی اعتنا به وضع خودت بیش ازین نباش

نظم سیاسی است به نظم تو استوار

آسیمه سر به مملکت احزاب شد پدید

تا قدرت سیاسی چشمت شد آشکار

بعد از هزار پرسه زدن باز می رسم

با چیستی حاصل سی سال آزگار

ذهن خیالپرور و مصروف و گیج من!

ما را به حال خویش خداوند را گذار

از خیر شعر گفتن خود زود بگذرم

شاید که در ادامه کند روحم انفجار

 

شاعر: سمیع الله محشر


ارسال یک پاسخ

نام نویسنده

ایمیل نویسنده

عنوان *

پیش‌نمایش 0 رونوشت ذخیره شد