گلستان-باب اول در سیرت پادشاهان-حکایت 33 - ادبستان شعر پارسی % %

گلستان-باب اول در سیرت پادشاهان-حکایت 33

سعدی-گلستان-باب اول در سیرت پادشاهان

حکایت 33

 

یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاح ایشان را به خیر توسط نمودی . اتفاقاً به خطاب ملک گرفتار آمد . همگنان در مواجب استخلاص او سعی کردند و موکلان در معاقبتش ملاطفت نمودند وبزرگان شکر سیرت خویش به افواه بگفتند تا ملک از سر عتاب او درگذشت . صاحبدلی برین اطلاع یافت و گفت :

تا دل دوستان به دست آری

بوستان پدر بفروخته به

پختن دیک نیکخواهان را

هر چه رخت سراست سوخته به

با بداندیش هم نکویی کن

دهن سگ به لقمه دوخته به

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤