گلستان-باب اول در سیرت پادشاهان حکایت 30 - ادبستان شعر پارسی % %

گلستان-باب اول در سیرت پادشاهان حکایت 30

سعدی-گلستان-باب اول در سیرت پادشاهان

حکایت 30

 

پادشاهی به کشتن بیگناهی فرمان داد . گفت : ای ملک به موجب خشمی که تو را بر من است آزار خود مجوی که این عقوبت بر من به یک نفس به سر آید و بزه آن بر تو جاوید بماند .

دوران بقا چو باد صحرا بگذشت

تلخی و خوشی و زشت و زیبا بگذشت

پنداشت ستمگر که جفا بر ما کرد

در گردن او بماند و بر ما بگذشت

ملک را نصیحت سودمند آمد و از سر خون او برخاست .

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤