
هاتف اصفهانی – ماده تاریخ شماره 10
سپهر مجد و خورشید سماحت اختر عزت
نظام عالم و دستور گیتی آصف دوران
جناب صاحب اعظم خدیو افخم اکرم
ربیع گلشن عالم بهار عالم امکان
جهانگیر و جهانبخش و جهاندار و جهان داور
که گردونش نپیچد گردن از حکم و سر از فرمان
جوانمرد و جوانبخت و جوان طبع و جوان دولت
که در ایام او نو شد جهان و تازه شد کیهان
به دست و کلک او نازند ملک و دین بود آری
قوام دین و ملت این نظام ملک و دولت آن
گرش خلق جهان جان جهان گویند میشاید
که آمد عالم فرسوده را بر تن ز عدلش جان
کهن گلدسته ی قم را که ویران بود بنیادش
مجدد شد به حکم او اساس و تازه شد بنیان
تعالی الله زهی گلدسته ی زیبا که پنداری
به هم بر بسته از گل دسته ی دهقان این بستان
بود مقری بر اوجش با سروش چرخ هم نغمه
مؤذن بر فرازش با خروش عرش همدستان
به گلبانگ بلند آوازه ی انصاف و جود او
به شرق و غرب ازین گلدسته خواهد رفت جاویدان
غرض چون نو شد این گلدسته ی زیبا و رفت از وی
سوی عرش برین بانگ موذنهای خوش الحان
دبیر خامه ی هاتف پی تاریخ اتمامش
رقم زد: شد ز حکم آصف این گلدسته آبادان
1194 ه.ق



