
هاتف اصفهانی – ماده تاریخ شماره 9
خان احمد دون کز ستم و ظلم پیاپی
بر خلق رساندی الم و رنج دمادم
آن فتنه ی عالم که ز ظلم و ستمش بود
بس سینه پر از آتش و بس دیده پر از نم
نزدیک به آن شد که ز هم ریزد و پاشد
از فتنه ی او سلسله ی عالم و آدم
صد شکر که شد کشته به خواری و ز قتلش
پر گشت ز شادی دل خلقی، تهی از غم
چون بهر مکافات و سزای عمل خویش
بربست به آهنگ سقر رخت ز عالم
بودم پی تاریخ که پیر خِرَدم گفت
بنویس که خان احمد دون شد به جهنم
1198 ه.ق
