من چون تو به دلبری ندیدم همراه با معنی و تفسیر

من چون تو به دلبری ندیدم

سعدی-غزل شماره 425

 

من چون تو به دلبری ندیدم

گلبرگ چنین طری ندیدم

مانند تو آدمی در آفاق

ممکن نبود پری ندیدم

وین بوالعجبی و چشم بندی

در صنعت سامری ندیدم

با روی تو ماه آسمان را

امکان برابری ندیدم

لعلی چو لب شکرفشانت

در کلبه جوهری ندیدم

چون در دو رسته دهانت

نظم سخن دری ندیدم

مه را که خرد که من به کرات

مه دیدم و مشتری ندیدم

وین پرده راز پارسایان

چندان که تو می‌دری ندیدم

دیدم همه دلبران آفاق

چون تو به دلاوری ندیدم

جوری که تو می‌کنی در اسلام

در ملت کافری ندیدم

سعدی غم عشق خوبرویان

چندان که تو می‌خوری ندیدم

دیدم همه صوفیان آفاق

مثل تو قلندری ندیدم

مقدمه و فضای کلی

این غزل ستایشی عاشقانه از زیبایی و دلربایی یار است و شاعر او را بی‌همتا و بی‌مانند می‌داند. فضای شعر سرشار از شگفتی، تحسین و شیفتگی عاشقانه در برابر جمال معشوق است. سعدی با بهره‌گیری از تصویر گلبرگ، لطافت و ظرافت محبوب را برجسته می‌کند.

معنی بیت‌های شعر

من چون تو به دلبری ندیدم
گلبرگ چنین طری ندیدم

من در دلبری و دلربایی کسی مانند تو ندیده‌ام و گلبرگی به این لطافت و تازگی نیز ندیده‌ام.

مانند تو آدمی در آفاق
ممکن نبود پری ندیدم

در سراسر جهان انسانی مانند تو ندیده‌ام؛ گویی تو فرشته‌ای هستی که در قالب آدمی درآمده‌ای.

وین بوالعجبی و چشم بندی
در صنعت سامری ندیدم

این همه شگفتی و افسونگری را حتی در جادوی سامری نیز ندیده‌ام.

با روی تو ماه آسمان را
امکان برابری ندیدم

در برابر چهرهٔ تو، ماه آسمان را شایسته و توانای برابری ندیده‌ام.

لعلی چو لب شکرفشانت
در کلبه جوهری ندیدم

در هیچ جواهرخانه‌ای لعل و یاقوتی مانند لب شیرین و شکرریز تو ندیده‌ام.

چون در دو رسته دهانت
نظم سخن دری ندیدم

در میان آن دو ردیف دندان و دهان زیبایت، سخنی به نظم و زیبایی زبان دری ندیده‌ام.

مه را که خرد که من به کرات
مه دیدم و مشتری ندیدم

چه کسی ماه را خُرد و ناچیز می‌شمارد؟ من بارها ماه را دیده‌ام، اما هرگز ماهی چون تو ندیده‌ام؛ زیرا تو از ماه و مشتری برتری.

وین پرده راز پارسایان
چندان که تو می‌دری ندیدم

پرده‌دری و آشکار کردن رازهای پارسایان را تا این اندازه که تو انجام می‌دهی، هرگز ندیده‌ام.

دیدم همه دلبران آفاق
چون تو به دلاوری ندیدم

همهٔ دلبران جهان را دیده‌ام، اما هیچ‌کس را در دلاوری و بی‌باکی مانند تو ندیده‌ام.

جوری که تو می‌کنی در اسلام
در ملت کافری ندیدم

ستم و جور و بی‌مهری‌ای را که تو در میان مسلمانان روا می‌داری، حتی در میان کافران نیز ندیده‌ام.

سعدی غم عشق خوبرویان
چندان که تو می‌خوری ندیدم

ای سعدی، هیچ‌کس را ندیده‌ام که مانند تو این‌چنین غم عشق زیبارویان را تحمل کند.

دیدم همه صوفیان آفاق
مثل تو قلندری ندیدم

همهٔ صوفیان جهان را دیده‌ام، اما هیچ‌کس را در بی‌قیدی، آزادگی و قلندری مانند تو ندیده‌ام.

نتیجه‌گیری

سعدی در این غزل، زیبایی و دلربایی معشوق را بی‌همتا می‌داند و چهره‌اش را برتر از ماه و شگفت‌انگیزتر از افسون سامری توصیف می‌کند.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤