چون خیال او ز جان مهجور نیست - ادبستان شعر پارسی % %

چون خیال او ز جان مهجور نیست

سحاب اصفهانی – غزل شماره 58

چون خیال او ز جان مهجور نیست

دور از او گر زنده باشم دور نیست

از رخ خوبان نبیند نور او

هر که را در دیده ی دل نور نیست

در نظر بازی ارباب نظر

حسن زیبا منظران منظور نیست

ترک سر چون لازم شوریدگی ست

هر که را سر هست در سر شور نیست

چون رخ خوبان و قد دلکشت

آتش موسی و نخل طور نیست

در برش زاندیشه هجران سحاب

از سرور وصل، دل مسرور نیست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤