
رودکی
قصاید و قطعات – شماره 29
از دوست بهر چیز چرا بایدت آزرد ؟
کین عیش چنین باشد گه شادی و گه درد
گر خوار کند مهتر ، خواری نکند عیب
چون بازنوازد ، شود آن داغ جفا سرد
صد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش
گر خار براندیشی خرما نتوان خورد
او خشم همی گیرد ، تو عذر همی خواه
هر روز به نو یار دگر مینتوان کرد



