ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی - ادبستان شعر پارسی % %

ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی

خواجوی کرمانی – غزل شماره 850

ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی

وی سرو روان دی به گلستان که بودی

وی آیت رحمت که کست شرح نداند

کی بود نزول تو و در شان که بودی

چو صبح برآمد به سر بام که رفتی

چون شام درآمد به شبستان که بودی

کین بر که کشیدی و کمان بر که گشادی

قلب که شکستی و به میدان که بودی

ای کام روانم لب چون آب حیاتت

در ظلمت شب چشمه ی حیوان که بودی

دیشب که مرا جان و دل از داغ تو می سوخت

آرام دل و آرزوی جان که بودی

بر طرف چمن بلبل خوش خوان که گشتی

در صحن گلستان گل خندان که بودی

تا از دل و جان زان تو گشتیم چو خواجو

آخر بنگویی که تو خود زان که بودی

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤